چرا ساعتهای کلاسیک دوباره برای نسل جوان جذاب شدهاند؟
نسلی که برای فهمیدن ساعت کافی است صفحه موبایلش را روشن کند، چرا باید دوباره به یک ساعت عقربهای علاقهمند شود؟
این سؤال وقتی جالبتر میشود که ساعتهای هوشمند تقریباً هر کاری را که از یک ابزار پوشیدنی انتظار داریم انجام میدهند؛ از نمایش اعلانها تا ثبت فعالیت ورزشی. با این حال، ساعت سنتی از مچ جوانترها ناپدید نشده است. برعکس، در بخشی از بازار نشانههایی از علاقه دوباره به ساعتهای کوچکتر، طراحیهای کلاسیک، مدلهای قدیمی و ساعتهای دستدوم دیده میشود.
دادههای Deloitte که Vogue Business در سال ۲۰۲۶ به آن استناد کرده، تصویر جالبی نشان میدهد: قصد خرید ساعت سنتی در میان مصرفکنندگان مورد بررسی ۵۴ درصد بوده؛ تقریباً برابر با ۵۳ درصد برای ساعت هوشمند.
البته این اعداد به معنی بازگشت همه جوانان جهان به ساعت کلاسیک نیست. بخش مهمی از شواهد موجود از بازار جهانی ساعت سوئیس و بازار ساعتهای لوکس به دست آمده است. اما همین دادهها نشان میدهند حداقل در میان بخشی از نسل Z و Millennials، ساعت سنتی دیگر چیزی متعلق به گذشته نیست.
وقتی ساعت دیگر فقط برای فهمیدن زمان نیست

شاید مهمترین تغییر همین باشد: ساعت سنتی دیگر مجبور نیست با تلفن همراه در «نمایش دقیق زمان» رقابت کند.
برای نسلهای قبل، دانستن زمان یکی از اصلیترین دلایل داشتن ساعت مچی بود. در دادههای Deloitte نیز Baby Boomers بیشتر بر همین کارکرد تأکید کردهاند. اما میان Millennials، ظاهر ساعت و خرید آن بهعنوان چیزی برای خود فرد، در کنار کارکرد معمول ساعت اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
به زبان ساده، وقتی نیاز عملی به ساعت کمتر میشود، دلیل انتخاب آن شخصیتر میشود.
برای یک نفر، ساعت میتواند بخشی از استایل باشد؛ برای دیگری جذابیت یک موتور مکانیکی مهم است و فرد دیگری ممکن است فقط یک ساعت ساده و کوچک را به نمایشگر دیگری روی مچ ترجیح دهد.
در چنین شرایطی، انتخاب یک ساعت مچی دیگر فقط به خواندن زمان محدود نمیشود؛ طراحی، اندازه قاب، نوع موتور و هماهنگی آن با استایل شخصی هم وارد تصمیم میشوند.
ساعت هوشمند هم لزوماً طرف مقابل این ماجرا نیست. دادههای Deloitte نشان میدهند بخشی از Millennials و نسل Z از هر دو نوع ساعت استفاده میکنند. یکی میتواند برای ورزش و اعلانهای روزمره باشد و دیگری برای موقعیتی که ظاهر، حس و شخصیت ساعت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نشانههای علاقه نسل Z به ساعتهای کوچکتر و ظریفتر
اگر چند سال قبل بازار ساعت تحت تأثیر مدلهای اسپرت بزرگ و قابهای درشت بود، حالا در بخشی از بازار جهت حرکت متفاوت شده است.
گزارش مشترک Chrono24 و Fratello نشان میدهد سهم Dress Watchها ــ ساعتهای رسمیتر، معمولاً ظریفتر و سادهتر ــ در معاملات نسل Z از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ حدود ۴۴ درصد رشد کرده است. این نوع ساعتها در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۲ درصد خرید نسل Z در Chrono24 را تشکیل دادهاند.

این رقم به معنای افزایش ۴۴ واحد درصدی سهم بازار نیست؛ بلکه سهم خرید این گروه از ساعتها در معاملات نسل Z نسبت به سال ۲۰۱۸ حدود ۴۴ درصد بیشتر شده است.
مهمتر از خود عدد، تغییری است که پشت آن دیده میشود: توجه بیشتر به قابهای کوچکتر، ساعتهای باریکتر و طراحیهایی که تا چند سال پیش ممکن بود بیش از حد رسمی یا حتی قدیمی به نظر برسند.
البته Chrono24 بازار ثانویه ساعتهای لوکس را بررسی میکند؛ بنابراین نمیتوان رفتار کاربران این پلتفرم را به تمام خریداران ساعت تعمیم داد. اما برای شناخت جهت سلیقه بخشی از خریداران جوان، داده قابل توجهی است.
ساعتهای کوچکتر همچنین راحتتر میتوانند خارج از دستهبندیهای سنتی مردانه و زنانه انتخاب شوند؛ جایی که اندازه مچ، فرم قاب و استایل شخصی بیشتر از برچسب روی محصول اهمیت پیدا میکند.
وینتیج و بازار دستدوم چرا برای جوانترها جذاب شدهاند؟
علاقه به ساعتهای کلاسیک فقط به مدلهای تازه تولیدشده محدود نیست. بازار دستدوم هم بخشی از این داستان است.
طبق مطالعه Deloitte در سال ۲۰۲۵، ۴۰ درصد Millennials و نسل Z مورد بررسی گفتهاند احتمال دارد طی یک سال آینده ساعت دستدوم بخرند؛ رقمی بالاتر از گروههای سنی مسنتر در همان بررسی.
بخشی از جذابیت این بازار روشن است: مدلهایی وجود دارند که دیگر تولید نمیشوند، طراحیهایی دیده میشوند که با محصولات جدید تفاوت دارند و گاهی امکان ورود به دنیای یک برند با هزینه متفاوتی فراهم میشود.
اما مسئله فقط قیمت نیست.
یک ساعت قدیمی میتواند چیزی داشته باشد که محصولات دیجیتال معمولاً فاقد آن هستند: ردپای یک دوره مشخص از طراحی. فرم قاب، فونت صفحه، اندازه ساعت و حتی نحوه کهنهشدن متریال میتواند هر مدل را از نمونههای مشابه جدا کند.
برای نسلی که انتخابهای دیجیتال زیادی در اختیار دارد، چنین تفاوتی میتواند خودش جذاب باشد. نه به این دلیل که هر چیز قدیمی الزاماً بهتر است، بلکه چون محصولی با شخصیت بصری مشخص، از انبوه محصولات شبیه به هم فاصله میگیرد.
بنابراین شاید عبارت «بازگشت به گذشته» کمی سادهانگارانه باشد. جوانترها لزوماً نمیخواهند مثل نسلهای قبل ساعت بپوشند؛ ممکن است بخشی از گذشته را بردارند و آن را در استایل امروز خودشان استفاده کنند.
محبوبیت فرهنگی بیشتر، اما بازار الزاماً بزرگتر نشده است
اینجا یک تناقض جالب وجود دارد.
در حالی که ساعتهای کوچک، کلاسیک و وینتیج دوباره در گفتگوهای مد و میان بخشی از خریداران جوان دیده میشوند، تعداد ساعتهای سوئیسی صادرشده نسبت به دو دهه قبل بهشدت کمتر شده است.

بر اساس آمار صنعت ساعت سوئیس و مقایسه منتشرشده توسط Vogue Business، تعداد ساعتهای صادراتی سوئیس از ۲۹.۷ میلیون دستگاه در سال ۲۰۰۰ به ۱۴.۶ میلیون دستگاه در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
اما در همین مدت، ارزش صادرات خودِ ساعتها از ۹.۳ میلیارد به ۲۴.۴ میلیارد فرانک سوئیس افزایش یافته است.
یعنی تقریباً با نصفشدن تعداد، ارزش صادرات بیش از دو برابر شده است.
این داده بیشتر از آنکه «محبوبترشدن ساعت کلاسیک» را ثابت کند، از تغییر ساختار صنعت ساعت سوئیس و تمرکز بیشتر ارزش بازار بر محصولات گرانتر خبر میدهد.
به همین دلیل باید دو اتفاق را جدا از هم دید: بازار ساعت سوئیس از نظر تعداد مانند سالهای گذشته نیست، اما در همان زمان، دادههای رفتاری نشان میدهند سلیقه بخشی از نسل جوان در حال تغییر است.
شاید به همین دلیل اصطلاح «بازگشت ساعت کلاسیک» تمام داستان را توضیح ندهد.
اتفاقی که در حال رخدادن است بیشتر شبیه تعریف دوباره ساعت سنتی توسط نسل جدید است. ساعت هوشمند میتواند ابزار باشد؛ ساعت کلاسیک میتواند انتخاب باشد. یکی اعلانها را نشان میدهد و دیگری ممکن است صرفاً به این دلیل روی مچ قرار بگیرد که صاحبش فرم، اندازه، طراحی یا داستان آن را دوست دارد.
برای نسلی که برای دانستن ساعت به ساعت مچی احتیاج ندارد، همین «ضروری نبودن» معنای ساعت را عوض کرده است.
شاید ساعت کلاسیک دقیقاً به همین دلیل هنوز زنده است: دیگر مجبور نیست فقط زمان را نشان دهد.




