اشتباهات رایج والدین هنگام دستور دادن به کودکان
والدین در طول روز بارها با کودکان خود صحبت میکنند و از آنها میخواهند کارهایی مثل مرتب کردن وسایل، شستن دستها یا آماده شدن برای خواب را انجام دهند. اما گاهی این دستورات با مقاومت، بیتوجهی یا حتی ناراحتی کودک روبهرو میشود. دلیلش چیست؟ اغلب مشکل در خود دستور دادن است، نه در کودک. اشتباهات رایج در نحوه بیان درخواستها میتواند باعث سردرگمی یا دلزدگی کودکان شود.
در این مقاله از مجله زوم لایف، به بررسی این اشتباهات و ارائه راهکارهای عملی برای بهبود آنها میپردازیم تا تعامل والدین و کودکان مؤثرتر و آرامتر باشد.
اشتباهات رایج والدین در دستور دادن به کودکان
1. استفاده از دستورات مبهم یا پیچیده
یکی از شایعترین اشتباهات والدین، دادن دستوراتی است که برای کودک بیش از حد کلی یا نامفهوم است. مثلاً گفتن «اتاقت رو مرتب کن» برای یک کودک خردسال مثل یک معما میماند؛ او نمیداند از کجا شروع کند یا چه چیزی دقیقاً مدنظر شماست. این ابهام باعث میشود کودک یا کاری نکند یا به شکلی ناقص عمل کند.
برای رفع این مشکل، بهتر است دستورات را ساده و مشخص کنید. مثلاً بگویید: «لطفاً اسباببازیها رو توی جعبه آبی بذار.» این وضوح به کودک کمک میکند وظیفهاش را بهتر درک کند و با اطمینان بیشتری عمل کند.
2. به کار بردن لحن منفی یا تهدیدآمیز
بسیاری از والدین وقتی میبینند کودک به درخواستشان توجه نمیکند، به تهدید یا لحن تند روی میآورند؛ مثلاً «اگه الان بلند نشی، دیگه نمیذارم کارتون ببینی.» این روش شاید در لحظه جواب بدهد، اما در بلندمدت باعث ترس، مقاومت یا حتی کاهش اعتماد کودک به والدین میشود.
راهکار بهتر، استفاده از لحن مثبت و تشویقی است. به جای تهدید، بگویید: «اگه الان آماده شی، میتونیم با هم یه داستان قشنگ بخونیم.» این رویکرد انگیزه ایجاد میکند و رابطه شما را گرمتر میسازد.
3. درخواست چند کار به طور همزمان
دادن چند دستور پشت سر هم مثل «برو مسواک بزن، لباسات رو عوض کن و کتابت رو بیار» ذهن کودک را آشفته میکند. کودکان، بهویژه در سنین پایین، نمیتوانند چندین وظیفه را به طور همزمان پردازش کنند و این باعث میشود یا همه را فراموش کنند یا فقط بخشی را انجام دهند.
برای حل این مسئله، هر بار فقط یک کار بخواهید و صبر کنید تا تمام شود. مثلاً بگویید: «اول مسواک بزن، بعد میریم سراغ لباسات.» این روش به کودک اجازه میدهد روی یک هدف تمرکز کند و احساس موفقیت بیشتری داشته باشد.
4. نادیده گرفتن توانایی و سن کودک
گاهی والدین انتظاراتی دارند که با سطح رشد و مهارت کودک همخوانی ندارد. مثلاً از یک کودک 4 ساله میخواهند کل میز شام را جمع کند، در حالی که او هنوز توانایی سازماندهی چنین کاری را ندارد. این اشتباه باعث ناکامی هر دو طرف میشود. بهتر است دستورات را با توجه به سن و توان کودک تنظیم کنید.
مثلاً به جای درخواست کلی، بگویید: «فقط قاشقها رو بذار توی سینک.» این انتظارات واقعبینانه هم اعتمادبهنفس کودک را تقویت میکند و هم نتیجه بهتری به همراه دارد.
5. انتخاب زمان نامناسب
دادن دستور در زمانی که کودک مشغول بازی است، خسته است یا حواسش جای دیگری است، معمولاً بینتیجه میماند. مثلاً وقتی کودک غرق تماشای کارتون است و شما میگویید «بلند شو شامت رو بخور»، احتمالاً یا نمیشنود یا نمیخواهد گوش کند. زمانبندی درست کلید موفقیت است.
منتظر لحظهای باشید که کودک آمادگی دارد؛ مثلاً وقتی بازیاش تمام شد، بگویید: «الان که بازی تموم شد، بیا شام بخوریم.» این کار احتمال همکاری را بیشتر میکند و از تنش جلوگیری میکند.
نکات تکمیلی برای موفقیت
برای اینکه دستورات شما بهتر شنیده شوند، چند نکته ساده را رعایت کنید. هنگام صحبت، نزدیک کودک شوید، در سطح او بنشینید و با تماس چشمی توجهش را جلب کنید. بعد از انجام کار، با یک تشویق کوچک مثل «آفرین، چقدر قشنگ این کار رو کردی» او را دلگرم کنید.
اگر کودک فوراً عمل نکرد، به جای عصبانیت، با آرامش درخواستتان را تکرار کنید. این صبوری به کودک نشان میدهد که شما همراه او هستید، نه در مقابلش.
نتیجهگیری
دادن دستورالعمل به کودکان هنری است که با کمی دقت و تمرین میتواند به تجربهای مثبت برای والدین و کودک تبدیل شود. اجتناب از اشتباهاتی مثل دستورات مبهم، لحن منفی، درخواستهای همزمان، انتظارات غیرواقعی و زمانبندی نادرست، کلید موفقیت است.
با سادهسازی درخواستها، تشویق به جای تهدید و توجه به نیازهای کودک، نه تنها کارهای روزمره بهتر پیش میروند، بلکه رابطهای سرشار از اعتماد و احترام بین شما و فرزندتان شکل میگیرد. این تغییرات کوچک میتوانند تفاوت بزرگی در زندگی خانوادگی شما ایجاد کنند.




