20 روش درمان افسردگی‌ بدون دارو!

لطفاً نظرتان را ارسال کنید.
عکس خوانده نمی شود
نظرات (120)
  1. Worya
    Worya10 فروردین 1399 - 12:29
    0
    این سایت واقعا خیلی خیلی خیلی عالیست و مطالبش مفید و واقعا بدرد بخور هستش ممنون دم عوامل گرم😇😇
    1. مجید حسین زاده
      مجید حسین زاده10 فروردین 1399 - 12:40
      0

      سلام، نظر لطف شماست.

  2. sara
    sara24 اسفند 1398 - 04:39
    0
    سلام.. من 32 سالمه و یک زندگی بهم ریخته دارم الان. امسال مطمئن شدم که حداقل از 7 سال پیش بعد از بارداری دومم دچار افسردگی شدم اما چون آدم قوی و تایید طلبی هستم هیچ زمان اطرافیانم متوجه افسردگی درونی من نشدن..تا امسال ک دیگه واقعا کم آوردم و کلا از همه دوری کردم.. خیلی لاغر و کم اشتها شدم و موهای نازنینم رو هم از ته کوتاه کردم دو ماه پیش 😣من سال هاست ک حس خوب و انگیزه و انرژی ندارم و این یک سال اخیر بدترین روزها و شب ها رو گذروندم.. اینقدر غصه و غم و گریه توی مدت اخیر داشتم که هر کسی من و بعد مدتی دیده متوجه پیر شدن و شکسته شدن من شده.. الان مدت دو هفته اس که دارم داروی تقویتی و فلوکسامین میخورم زیر نظر پزشک.. اما هنوز حالم خرابه و پر از ناراحتی و ترس و اضطراب هستم.. دقیقا دو ماه پیش هم توی اوج روزهای بدم متوجه شدم همسرم که تنها امیدم بود به شخص دیگه ای علاقه داره و کلا دنیا برام تیره و تاره این روزا.. شدیدا حس پوچی میکنم.. هیچ کاری من و خوشحال نمیکنه.. توی همه کارهام تردید دارم.. دیگه حتی بچه هامم تحمل نمیتونم بکنم.. خیلی از روزها از خستگی زیاد مغزم به راحت کردن خودم و اینکه مردن چقدر میتونه کمکم باشه فکر میکنم.. واقعا از خودم خسته شدم.. نمیدونم واقعا میتونم خوب بشم... یا باید خوب بشم یا بمیرم.. چون، تحمل این حالات و دیگه ندارم.. مدام غمگینم و در حال فکر به گذشته و ترس از آینده ام.. اصلا افکارم تحت کنترل خودم نیست.. بارها تصمیم گرفتم بابت افکارم که تغییر بدم اما نهایتش یک روز تونستم و چون خیلی کنترل افکارم سخته خسته شدم و باز رفتم تو غار تنهایی هام.. من واقعا کمک لازم دارم.. 😔چرا خوب نمیشم عمرم و روزهای خوب زندگیم با افسردگی گذشت...
  3. مصطفی
    مصطفی17 اسفند 1398 - 23:18
    -1
    خیلی غلط املایی داره متن😑
  4. سعید
    سعید7 اسفند 1398 - 23:10
    0
    دوستان عزیز بنده 42 سالم هستش توی سن 23 سالگی خونریزی مغزی کردم کتفم به شدت اسیب دید با همه این احوال به محض بهبودی شروع کردم به سنگنوردی و رفتن باشگاه توی پروژه جلوی چشمام یکی از نیروهام تیر آهن افتاد توی کمرش خوشبختانه نجات پیدا کرد بعد از اون حادثه نگرانی و اضطراب مرتب گریبان گیرم شد حتی حاضر نبودم خونه خودم برم از خونه خودم فراری بودم شبها میرفتم خونه دوستام و بعد از مراجعه به پزشک گفتن حملات پنیک هستش تا اینکه شروع به خود درمانی کردم کتاب میخونم پیشنهاد میکنم کتاب هنر خوب زندگی کردن نوشته عادل فردوسی پور و کتاب نسخه بهتر خودت جوئل اوستین یا متد کنترل ذهن نوشته خوزه سیلوا رو بخونید مدیتیشن و یوگا و پیاده روی خیلی بهتون کمک میکنه از دیدن اخبار و روزنامه حوادث و افراد منفی گرا فاصله بگیرید این ایمیل من هستش saeidorangi.ir@gmail.com همانطور که توی این زمینه خیلی ها کمکم کردن متقابلا خوشحال میم بتونم حالتون رو خوب کنمsaeidorangi.ir@gmail.com
  5. آرامش
    آرامش1 اسفند 1398 - 00:26
    +5
    سلام دوستان من تجربه فوق العاده تلخی از دوران افسردگیم دارم و متاسفانه مجبور به مصرف دارو شدم داروها باعث میشد همش عین گیج و منگا باشم و داشتم بدتر دیوانه میشدم و وقتی خواستم مصرفشونو قطع کنم دستام شروع به لرزش میکرد و بدنمو کم کم میگرفت و افسردگیم ۱۰۰۰بار شدیدتر برمیگشت تصمیم گرفتم کم کم بذارمشون کنار از تو سایتا مطالب ادمای تنها و افسرده مثل خودمو میخوندم و یکم از حس تنهایی درمیومدم.۱بار تو یکی از نظرات خوندم که گفته بود دارو اینا چرته و ادمو بدتر میکنه من دقیقا میفهمیدم که همینطوره خودم تجربش کرده بودم گفته بود تنها راهش ارتباط با کسیه که همه چیز دست اونه و شمارو افریده.از سر درموندگی بااینککه امیدی نداشتم نتیجه ای بگیرم شروع به درددل با خدا کردم.اولین بار حس کردم کسی حرفامو میشنوه و هم دقیقا متوجه منظورم و دردم میشه هم توانایی خوب کردنمو داره.گریم گرفت و بیشتر باهاش حرف زدم.حس میکردم تو اغوش امن و پرقدرت کسیم که هیچوقت ولم نمیکنه.برای اولین بار نماز خوندمو به اینکار ادامه دادم.کاش میشد به همه کسایی که افسردگی دارن بگم این کارو امتحان کنن تا تاثیرشو ببینن.اگر اعتقاد ندارین یا خجالت میکشین یا میترسین بگن املین….برین تو ۱اتاق درم ببندین و اگه تو خونه شرایطش نیست برین ۱مسجدی نمازخونه ای جایی فقط و فقط ۱هفته نماز بخونین تا خودتون عمق آرامشو حس کنین با امتحانش چیزی از دست نمیدین و هیچ ضرری مثل قرص و اینام که نداره.برای خودتون و ارامشتون امتحان کنین.من نه تنها دیگه تنها و افسرده و ترسو و ضعیف نیستم بلکه چنان قدرت روحی و اعتماد بنفسی پیدا کردم که هیچوقت باورم نمیشد بتونم چنین کسی با این شخصیت باشم.به شکرانه این آرامش و صلابت و امیدواری این مطلبو نوشتم تا کمکی باشه برای همه ناامیدان و افسردگانی که هیچ راهی پیش روشون دیگه نمیبینن.فقط ۱هفته امتحان کنین.بدرود