20 روش درمان افسردگی‌ بدون دارو!

لطفاً نظرتان را ارسال کنید.

عکس خوانده نمی شود

نظرات (86)

  1. حنانه
    حنانه 16 آبان 1398 - 16:14
    0
    سلام من 16 سالمه و حدود هفت ماهه که دچار افسردگی شدم
    افسردگی من زمانی شروع شد که احساس کردم شخصیتم رو دوست ندارم و اقدام به تغییرش کردم
    ولی پس از مدتی متوجه شدم که تغییراتی که من درخودم به وجود میارم تبدیل به افسردگی شده
    حالا دیگه هر کاری میکنم و یا هر حرفی رو که میزنم رو خودم زیر ذره بین میگیرمش ، درست کاری که زمان تغییر شخصیتم انجام میدادم ولی الآن دست خودم نیست و همچنین احساس میکنم دچار وسواس فکری هم شدم
    می‌دونم خودم مسئول این کارمم و تقصیر خودمه ولی مرگ پدربزرگم و ناراحتی ناشی از اون هم مسببشه
    لطفاً راهنماییم کنید دیگه از زندگی خسته شدم
    1. سپیده پوربابایی
      سپیده پوربابایی 19 آبان 1398 - 22:08
      0

      سلام، حنانه جان به روانشناس هم مراجعه کردی؟ 

  2. فرامرز
    فرامرز 7 آبان 1398 - 00:56
    0
    خیلی بی حوصله هستم
  3. سحر
    سحر 26 شهریور 1398 - 12:48
    0
    سلام به همگی به کمکتون احتیاج دارم
    میدونید چیه شاید نتونید درک کنید اما از زمان دوران دبیرستان که میگذره از دوستات و خنده هاتو شیطونی هات میگذره دیگه وارد دانشگاه که میشی دوست ثابت نداری اگرهم داشته باشی مث دوستای قدیمت نمیشن یه جورایی حالت افسردگی دارم دختر خانم هست که از مشهد یا گلبهار باشه پایه ورزش کوا نوردی واستخر دوست بشیم باهم
    1. علی
      علی 2 مهر 1398 - 16:21
      0
      منم دقیقا مثل شما هستم.دیدم نسبت به زندگی بد شده و شادی تو زندگیم نیست
    2. صدف
      صدف 30 مهر 1398 - 14:54
      +2
      سلام، سحر جون باید تا دیر نشده و آسیب ندیدی، علت این افسردگی رو پیدا کنی. یه مشاور پیدا کن و چند جلسه وقت برای خودت کنار بذار.
    3. علی
      علی 30 مهر 1398 - 18:39
      -3
      سلام من میخوام کمکتون کنم لطفا شماره موبایل دارید برام ارسال کنید ،احمد هستم در سوید زندگی میکنم
      1. fateme
        fateme 21 آبان 1398 - 21:42
        0
        سلام 09374485055 این شماره من.پیشنهاد میکنم کانال همدردی جهت راهنمایی درست کنیم.هر کی موافق به تلگرام یا واتس پیام بده.ان شالا همه شاد و از لحاظ روحی بهبود پیدا کنیم.
  4. www.sitecode.ir
    www.sitecode.ir 2 شهریور 1398 - 16:03
    -1
    ممنون از سایت خوبتون
  5. Ali
    Ali 30 مرداد 1398 - 23:40
    +1
    همه موارد افسردگی رو دارم ولی انقدر توی زندگی بد دیدم که شاید همین افسردگی باعث بشه با خودکشی راحت شم.
    1. علیرضا
      علیرضا 30 مهر 1398 - 14:59
      +1
      علی جان، سعی کن با چیزهای کوچیک خوشحال باشی، نمیدونم چجور بدی دیدی اما باید قوی باشی.
  6. نادیا
    نادیا 25 مرداد 1398 - 18:53
    +4
    من افسردگی دارم ولی زیاد شدید نیست هیچ کسی رو هم پیدا نمی کنم باهاش همدردی کنم و برای هر کاری حوصله ندارم و احساس میکنم یه چیزی مثل حصار جلومه که نمی تونم از زندگی لذت ببرم چی کار کنم ؟ چهارده سالمه
    1. مقصود
      مقصود 7 شهریور 1398 - 11:09
      0
      چندسالتونه
    2. علیرضا
      علیرضا 30 مهر 1398 - 14:57
      0
      نادیا برای درمان افسردگی حتماً به مشاور مراجعه کن تا افسردگی به صورت اصولی درمان بشه. برای پیدا کردن دوست، خودت باید پا پیش بذاری
    3. احمد
      احمد 30 مهر 1398 - 18:45
      0
      من میتونم در کنارتون باشم و راهای مثبتی رو براتون بزارام من مقیم کشور سوید هستم و در بیمارستان کار میکنم اینم شماره منه ،0046738219598
      1. Armita
        Armita 20 آبان 1398 - 23:33
        0
        آقای احمد سلام و وقت بخیر واتس آپ ندارید یا ایمیل تون رو بدهید من می خواهم باهاتون صحبت کنم.متشکرم
  7. هستی
    هستی 6 مرداد 1398 - 15:24
    0
    با سلام.من ی فکرهای پوچو مسخره میاد تو ذهنم. مثلا هر کی هر خبر بدی میده من سریع حذفش میکنم. مثلا فلانی بچشو کشت. تا چند روز من همش درگیر اینم منم بکشم خیلی خنده داره.همین باعث میشه استرس بگیرم. یا مثلا فلانی فلان جا ایران خودشو کشت منم هی این فکر میاد تو ذهنم که خودتو بکش. ببین همه چی بی معنیه.من نمی گم ها این فکرا هم قبول ندارم. ناخواسته میان تو فکرم. الانم میترسم و نگرانم که این افکار تو ذهنم زیاد بشن. و این فکرانمیزارن خوش بگذرونم. لطفا اگه کسی میتونه بهم کمک کنه. مرسی
    1. سحر
      سحر 26 شهریور 1398 - 12:17
      +1
      مواظب خودمون باشیم زیاد به خودت و خانوادت اهمیت بده اخبار کم ببین وقتی ام میشنوی بلانی مرده یا کشته شده بگو خب خدا رحمتشکنه خدا به مادرش صبر بده و تو ذهنت بگو تماممممم و اینو تکرار کن ذهن خوبم بخاطر پیشنهادت ممنونم اما نه... تمام اینو بگی مغزت آروم میگیره
    2. پ،،،،،
      پ،،،،، 27 مهر 1398 - 07:06
      0
      سلام عزیزم،
      خیلی ها این بیماری رو دارن ولی نمیگن مثه خودم که به روانوزشک مراجعه کردم و نتیجه گرفتم حتما خودتو به پزشک نشون بده و شاید یکم کم تر پیگیر اخبار و اینچیزا باشی بهتر باشه
  8. Keyvan
    Keyvan 26 تیر 1398 - 14:27
    0
    سلام.کیوان هستم ۳۵ساله ومجرد.این متن بالایی روخوندم همشونودارم.خیلی ناراحت وغمگین وهمش توخودمم.دوست دارم دوروبرم شلوغ باشه تا بتونم آروم باشم.باورکنیدالانم نمی‌دونم چجوری بیان کنم که چمه..حرف زدنم برام مشکل شده نمیدانم چی بگم..اضطراب و استرس بهم فشار آورده نسبت به همه چی بدبین هستم.تصمیم گیری هم خیلی برام مشکل شده.ازتون خواهش میکنم کمکم کنید چ کنم ازاین همه فلاکت رهابشم
  9. بیتا
    بیتا 10 تیر 1398 - 16:13
    0
    سلام
    من نامزدم دچار افسردگی شده و ما ب جز چت کردن ارتباط دیگه ای باهم نداریم . همیشه میگه غمگینم و حالم خوب نیست و نمیتونم در خانه بمانم و... از میخواد با حرف زدن کمکش کنم ولی من نمیدونم چجوری و چکاذی باید بکنم
    اگه میشه کمکم کنید
    1. مجید حسین زاده
      مجید حسین زاده 10 تیر 1398 - 18:24
      +2
      سلام، برای اینکه بدونید در این شرایط باید چکاری انجام بدید، بهتره خودتون به یک مشاور مراجعه کنید و ازشون راهنمایی بخوایید.
  10. ..
    .. 5 تیر 1398 - 19:56
    +3

    سلام من سنام و نوزدهه سالمه متنو خوندم تقریبا همه نشانه هارو دارم جز یکی دوتاش وسواس دارم و بخاطر همین وسواس و کنکور حس میکنم افسرده شدم دوس ندارم برم بیرون حوصله درس خوندن ندارم احساس میکنم زندگیم داره نابود میشه بخاطر کنکور نمیتونم برم بیرون یا هرکار دیگ ای خانوادم همش میگن کنکور کنکور وکنکور خودم چند بار بهشون گفتم بریم پیش روانشناس ولی گفتن ن مگ چته تو ک خوبی سالمی مشکلت چیه همه چی داری میشه یکی بگه همه چی چیه پس خودم چرا حس میکنم ی ادم مزخرف بدرد نخور احمقم ک تنها کار مفیدی ک انجام میده هیچکاری نکرده مامان و بابام صبح تا غروب سرکارن و من خونه تنهام ی سالی میشه ک اومدیم ی شهر دیگ و من اینجا خیلی تنهام احساس میکنم جدیدا دارم توهم میزنم نمیدونم چیکار کنم حتی نمیتونم راحت حرف بزنم تمرکز ندارم همش چیزای ک بهم میگنو فراموش میکنم دوس دارم برم بمیرم شاید این صدا ها خفه شدن همش حس میکنم قراره ی اتفاق بد بیفته 

    1. مجید حسین زاده
      مجید حسین زاده 5 تیر 1398 - 20:47
      0
      سلام، پیشنهاد می‌کنم توی شهری که هستی دنبال مشاور بگردی و تلفنی راهنمایی بگیری، خوبه که ازشون درخواست کنی تا با خانواده شما تماس بگیرن و راهنمایی کنن.
    2. Otis
      Otis 17 تیر 1398 - 20:16
      +1
      سلام بهترین کار اینکه به هیچ چیز فکر نکنی کنکور رو هم ک دادی حالا فکرت از همه چیز آزاد کن و بیخیال نسبت به بعضی مسائلی ک ناراحتت میکنن و ورزش کن و یه ورزش رزمی یا هرچیز دیگ ای برو ک دوس داری و فقط بخند تفریح سالم داشته باش شبا ساعت ۲۳ بخواب صبح هم ساعت ۷یا۸ ورزش انجام بدین فقط به چیزایی ک خوبن و حالت خوب میکنن فکر کن هیچ کس بجز خودت نمیتونه کمکت کنه این مشاور و... الکین فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی
    3. م.ج
      م.ج 5 مرداد 1398 - 10:39
      0
      سلام،ببین برای سن تو و کنکور معمولأ این مسائل پیش میاد منم تجربه کردم، اول از همه یادت باشه این شرایط همیشگی نیست و قرار نیست تو تا ابد اینجوری فکرکنی پس هروقت اون افکار بد اومد سراغت به یاد خودت بیار که این شرایط همیشگی نیست و اوضاع تغییر میکنه، دومین کار سعی کن حتمأ مشاوره حرفه‌ای بگیری اگه خانواده قبول نمیکنن خودت اول اقدام کن بعد اونها هم میان ، سوم اینکه تمام زندگیت رو وابسطه به کنکور نکن آره تلاش در کنکور مهمه اما کنکور همه‌ی زندگی نیست و در آخر از همه مهمتر از خدا کمک بخواه وقتی با خدا حرف بزنی هم سبک میشی هم اگه معتقد باشی کمکت میکنه، فقط یادت نره خیلیا مثل تو توی این شرابط کنکور و این حال تو بودن و یکی دو سال بعد خوب شدن و شاید به اون روزها خندیدن نا امید نشو