20 روش درمان افسردگی‌ بدون دارو!

لطفاً نظرتان را ارسال کنید.
عکس خوانده نمی شود
تعداد نظرات (167)
  1. زیبا10 خرداد 1399 - 12:33
    0
    سلام من ۳۹سالمه دوتا بچه دارم که بزرگه دانشجوه دوساله همسرم خونه رو ترک کرده و دارم طلاق میگیرم سال گذشته با یه نفر اشنا شدم که خیلی بهم کمک کرد یه جورایی خدا هست چون اینده میبینه و میتونه تغییرش بده امسال خواهر کوچیکمو بهش معرفی کردم چون اونم خیلی مشکل داشت حالا اون اقا عاشق خواهرم شده خواهرمم قبل از اون اقا میخواست طلاق بگیره چون شوهرش این طور میخواست منم تو این یک سال خیلی وابسته اون اقا شده بودم الان نمیدونم چکار کنم تو بد وضعیت روحی هستم خودم عاشق اون اقا شدم ولی اون عاشق خواهرمه دلم میخواد بمیرم از دیشب دوتا قرص الپرازولام خوردم تا همش بخوابم تو این چند وقت دیگه اشتها به غذا ندارم تو این یک تموم مشکلات روحی منو اون اقا با یه فرکانس حل میکرد ولی الان دیگه وقتی میدونم حسش چیه نمیتونم تحمل کنم دلم میخواد بمیرم
  2. ساناز8 خرداد 1399 - 03:49
    0
    سلام. یک روز یک گربه داخل خونه ما شد و در زیر پله های خونمون میخوابید. ما وقتی میخواستیم دستش بزنیم میخواست چنگول بزنه. کم کم بهش عادت کردیم. خود گربه هم همینطور. هرروز براش غذا میبردیم تا بخوره. کلا با ما اهلی شده بود. چند روزی بود که شکمش کمی بزرگ شده بود. بعد سه ماه که عید شد گربه مون توی باغچه حیاط داشت بچه به دنیا میاورد. یک بچه رو به دنیا آورد ما بردیمش گذاشتیمش توی جعبه با مامانش. گربه سه تا بچه دیگه هم به دنیا آورد ولی همه مردند و فقط یکی زنده موند. دو ماه صرف بزرگ کردن بچه اش کردیم. خیلی باهاش خوب بودیم. هرروز به بچه اش و مادرش غذا میدادیم و باهاشون بازی میکردیم. بهش وابسته شدیم. متاسفانه به دلیل اینکه صاحب خونه توی باغچه حیاط سبزی کاشته بود بهمون گفته بود گربه هارو از اینجا ببرید. اونا سبزی های منو خراب میکنن. مجبور شدیم ببریمشون پیش یک مغازه قالی شویی. جای انباری گذاشتیمشون. گربه مادر که خیلی ترسیده بود و فرار میکرد. بچه اش هم همینطور. قرار بود دیگه ازشون دل بکنیم. اما اصلا نتونستیم. دوباره رفتیم تا بیاریمشون. دیدیم فقط بچه اش تو انباریه و مادرش نیست. هرچی هم دور بر رو گشتیم پیداش نکردیم. بچه شو گذاشتیم تو سایت دیوار تا به یک سرپرست خوب واگذارش کنیم. اونم مجانی. نزدیکای عصر بازم رفتیم مادرشو پیدا کنیم. ولی پیداش نکردیم. برای بچه اش مشتری پیدا شد. یک مشتری حیوان دوست. بچه گربه رو دادیم بهش. بنده خدا عاشق حیوانات بود. توی خونش پر از جوجه و پرنده و..... بود. من خیالم از بچه اش راحته ولی بخدا از دیشب تا الان دارم بخاطر گربه مادر گریه میکنم. حالم خیلیییی بده. همین الانم که دارم مینویسم اشک تو چشممه. بچه ها. برام دعا کنید گربه ام پیدا بشه. یعنی مگه میشه بدون بچه اش فرار کرده باشه. فکر میکنید برمیگرده به خونه؟ آخه اون همیشه میرفت گشت زنی و دوباره راه خونه رو پیدا میکرد و برمیگشت. از خونه تا قالی شویی حدودا ۲۰ کیلو متره. 😢😢😢😢😢😢😢 خدا نگذره از هر صاحب خونه ای که زور به آدم میگه و حیوانات رو در به در میکنه.
    1. goal11 خرداد 1399 - 01:29
      0
      من بعید میدونم مادرش رهاشون کرده احتمالش خیلی کمه. رفته برای بچه هاش غذا پیدا کنه و احتمالا وقتی هم برگرده و ببینه بچه ش نیست خیلی ناراحت شه.منم چون 8سال پیش مثل شرایط شما بودم و طبق شناختی که داشتم اینا رو میگم.منم اولش گریه کردم ولی یه مدت گذشت و فراموش کردم
  3. ...7 خرداد 1399 - 18:12
    0
    من خیلی مشکلات دارم...نمیگم خیلی زیاد ولی مشکلاتی دارم که خیلی روم تاثیر منفی میزاره...نشانه هایی که بالا گفتین من همه شونو دارم و نه فقط خودم بلکه بقیه هم متوجه شدن ولی فکر میکنن که اخلاق من این شکلیه...من نمیتونم با خانواده م صحبت کنم و توانایی مراجعه به روانشناس رو هم ندارم...و کسی رو هم ندارم که بتونم باهاش صحبت کنم...اگه میشه راه حل بهم بدین
  4. پریناز بهرامی3 خرداد 1399 - 17:51
    0
    سلام من یه دختررم و ۱۵ سالمه یعنی واقعا مشکلاتی دارم به هرر کس بگم‌مخش میپوکه اصلا کسی منو درک نمیکنه با مادرم حرف بزنم بگم مامانم ناراحتم میگه چرا ناراحتی نون کم داری چی کم و بعد دعوا میکنه بعضی ووقتا خونه ما هر روز جر وو بحثه مادرم حرفف هایی میزنه که اصلا نگم من فقط یه همصحبت میخوام همین کسی که بعد باهاش حرف بزنم تیکه نپرونه و اوونم از مشکلاتش نگه الان بخاطر قرنطینه نمتونم برم دکتر حتی مشاوره مدرسه هم ادمی بوود که اصلا از هیچ چیز سرر در نمیاور لطفا یکی کمک کنه اصلا دختر و پسر فرق نداره فقط هم صحبت باشه و شنوه خوب
    1. Bahar4 خرداد 1399 - 18:03
      -1
      اهل کجایی خودم ۲۴ ساعته ب حرفات گوش میدم
    2. زینب12 خرداد 1399 - 15:39
      -1
      سلام پریناز من 21سالمه ونیاز به هم صحبت دارم اگه دوست داشتی بیا گپ بزنیم
  5. کامیار29 اردیبهشت 1399 - 00:23
    -1
    داروی درمان افسردگی در آمریکا کشف شده و استفاده میشود . یک نوع اسپری بینی بنام اسکتامین،که 6 ماه یکبار کافیه مصرف شود و 700دلار کانادا هزینه دارد.